مصطفى بن محمد هادى خوئى

63

شرح دعاى صباح ( فارسى )

كه نظر ايشان بر جان و دل است نه بر عين و آب و گل . اين وصف بىنهايت كز حسن دوست [ 1 ] گفتم * حرفى است كز هزاران اندر عبارت آمد و حضرت ولايت پناهى كه اين دعاى مبارك فصاحت انجام ، بلاغت ختام از نتايج طبع مبارك اوست - روحى فداه - از اين مشاهده و ديدن است كه فرموده‌اند : « لم اعبد ربّا لم اره » « 1 » آرى ، به چشم دل جمالى مىتوان ديد * كه چشم سر در آن محرم نباشد نعم ما قال : جمال يار ندارد نقاب چهره ولى * غبار ره بفشان تا نظر توانى كرد و چون كه اين مقام از جملهء مقاماتى است كه موجب مزالّ اقدام و باعث زيادتى جهل عوام است ، پس بايد بيش از اين به بسط بساط تحقيق و تفصيل نپرداخت . حافظ اين قصه دراز است به قرآن كه مپرس ، و الاّ تفصيل در اين شامل ضرور بود . بس « 2 » مثال و شرح خواهد اين كلام * ليك مىترسم بلغزد پاى عام ز انكه شرح آن وراى آگهى است * شرح آن را گر بگويم ابلهى است گر بگويم عقلها را بر كند * ور نويسم بس قلمها بشكند شرح حق پايان ندارد همچو حق * اين دهن بر بند و بر گردان ورق اندر اين دريا خردها شد ز دست * چون قلم اينجا رسيدى سر شكست

--> [ 1 ] ع : حسن روت ، « اين شرح بىنهايت كز زلف يار گفتند * حرفيست از هزاران كاندر عبارت آمد » ، حافظ چاپ قزوينى . ( 1 ) تفسير صافى ، ملا محسن فيض كاشانى ، ج 2 - ص 236 . ( 2 ) ع : پس .